احساسات

با احساسات خود دوست شویم؟

آیا تا به حال احساس کرده اید که خشم، افسردگی یا اضطراب شما را کنترل کند؟
آیا اغلب به صورت تکانشی کاری می کنید یا حرفی می زنید که بعد از مدتی از آن پشیمان شوید؟
آیا در ارتباط با دیگران دچار مشکل هستید؟
آیا احساسات شما مثل چرخ و فلکی است که به سرعت بالا و پایین می شود؟
آیا کنترل احساساتتان در دست خودتان است؟

 

 

احساسات نقطه اتصالی هستند که شما را با دیگران مرتبط می کنند و پایه و اساس توانایی شما برای درک خود و دیگران را تشکیل می دهند.
زمانی که از احساسات خود آگاه هستید می توانید به بهترین شکل با دیگران ارتباط داشته باشید، خلاقانه فکرکنید و در مدیریت چالش ها و استرس ها موفق باشید. اما با از دست دادن کنترل بر احساسات، در گردابی از گیجی، تنهایی و افکار منفی سرگردان خواهید شد. با تشخیص و متعادل کردن احساسات می توانید مهارت های ارتباطی خود را بهبود ببخشید و در مواجهه با مشکلات واکنش بهتری نشان دهید.

آگاهی احساسی چیست؟

خواه ما از احساسات خود آگاه باشیم خواه نباشیم، آنها در زندگی ما حضور مستمر دارند و بر هر آنچه انجام می دهیم، تاثیر می گذارند.
آگاهی احساسی به معنای دانستن آن چیزی است که شما در حال احساس کردن آن هستید و چرایی آن. در واقع توانایی تشخیص و ابراز احساسات لحظه به لحظه و درک ارتباط بین این احساسات و اعمال شما است. هم چنین آگاهی احساسی به شما کمک می کند که از احساسات دیگران آگاه شوید و با آنها همدلی کنید.
آگاهی احساسی از دو مهارت تشکیل شده است:
1. توانایی تشخیص تجربه احساسی خود در هر لحظه
2. توانایی مشاهده و هدایت احساسات بدون غرق شدن در آن ها

اندازه ی آگاهی احساسی شما چقدر است؟

اگرچه آگاهی احساسی پایه و اساس سلامت احساسی و روابط خوب و مستحکم را تشکیل می دهد، بسیاری از افراد نمی دانند از لحاظ احساسی در چه وضعیتی قرار دارند. در ادامه سوالاتی مطرح شده است که در صورت پاسخ به آنها تا حدودی از میزان آگاهی احساسی تان باخبر خواهید شد:
- آیا می توانید احساسات شدید مثل خشم، غمگینی و ترس را تحمل کنید.
- آیا احساسات خود را در بدنتان احساس می کنید؟ مثلا اگر غمگین باشید، آیا حساسیت جسمی در برخی مناطق مثل قفسه سینه یا شکم را تجربه می کنید؟
- آیا با احساسات خود راحت هستید؟ آیا به خودتان اجازه می دهید بدون قضاوت یا تلاش برای سرکوب ، خشم، غمگینی یا ترس را احساس کنید؟
- آیا در طول روز به همه احساسات خود توجه می کنید یا فقط به یک یا دو احساس می چسبید؟
- آیا به راحتی در مورد احساسات خود صحبت می کنید؟
- آیا راحت هستید که دیگران احساساتتان را بدانند؟
- آیا نسبت به احساسات دیگران حساس هستید؟ آیا برای شما آسان است که بفهمید دیگران چه احساسی دارند و خود را به جای آنها بگذارید؟
اگر پاسخ شما به اکثر سوالات معمولا یا حتی گاهی اوقات نیست، اصلا نگران نباشید. شما تنها نیستید. بیشتر افراد از احساسات خودشان آگاه نیستند. مطمئن باشید که می توانید با احساساتتان دوست شوید، حتی اگر زمان طولانی از آنها دور بوده اید.

چرا فرار کردن از احساسات ناخوشایند، جواب نمی دهد؟

همه ما با ظرفیت تجربه آزادانه ی احساسات انسانی مثل لذت، خشم، غمگینی، شادی، ترس و ... به دنیا می آییم و در سال های کودکی به راحتی احساساتمان را ابراز می کنیم. اما چه می شود که انسان با بزرگتر شدن ارتباطش را با احساساتش قطع می کند؟
شاید تجربه های تلخ و آسیب زای دوران کودکی و نوجوانی باعث این قطع ارتباط می شود. فرار کردن ار احساسات ناخوشایند به شکل های گوناگون مثل پرت کردن حواس به افکار و خیالات، ساعت ها پای تلویزیون و رایانه صرف کردن، چسبیدن به یک احساس و فرار از دیگر احساسات یا سرکوب کامل احساسات صورت می گیرد.
پیامدهای فرار کردن از احساسات:
1. خوب را همراه با بد از دست خواهید داد:
زمانی که احساسات منفی مثل خشم و ترس را خاموش می کنید، همزمان توانایی خود برای تجربه احساسات خوب مثل لذت، عشق و شادی را نیز از دست خواهید داد. زیرا لازمه درک لحظات خوب داشتن مهارت ارتباط با احساس در هر لحظه است.
2. این کار خسته کننده است:
شاید بتوانید احساساتتان را کم رنگ کنید اما نمی توانید آنها را کاملا محو کنید. سرکوب احساسات ناخوشایند انرژی زیادی از شما می گیرد و به مرور زمان شما را فرسوده می کند.
3. به روابط شما لطمه می زند:
هر چه فاصله شما از احساساتتان بیشتر باشد، فاصله شما از خودتان و دیگران نیز بیشتر خواهد شد زیرا داشتن روابط عاطفی مستحکم نیازمند آگاهی شما از احساساتتان است.
با احساسات خود دوست شوید.
فرآیند افزایش آگاهی احساسی عبارت از برقراری دوباره ارتباط با تمام احساسات اصلی یعنی خشم، غمگینی، ترس، تنفر، تعجب و شادی از طریق خود-شفادهی است. هر گاه این فرآیند را آغاز کردید، واقعیت های زیر را در ذهن خود حفظ کنید:

1. اگر به احساسات اجازه دهید، به سرعت می آیند و می روند.
ممکن است که نگران باشید بعد از ارتباط دوباره با احساساتی که از آنها دوری می کرده اید، بیش از پیش با آنها درگیر شوید. اما این چنین نیست. زمانی که ما در مورد احساسات خود وسواس به خرج ندهیم و فقط به عنوان بیننده ای بیرونی ، احساس خود را مشاهده کنیم، حتی سخت ترین و دردناک ترین احساسات نیز قدرت خود برای کنترل ما را از دست می دهند.
شاید در طول روز چیزی ببینید، بخوانید یا بشنوید که در یک لحظه احساس قوی در شما به راه بیندازد. اگر فقط نظاره گر آن احساس باشید، طولی نخواهد کشید که احساس متفاوتی جای آن را خواهد گرفت.

2. بدن شما می تواند نشانه ای از احساسات شما باشد.
احساسات به شدت در ارتباط با حساسیت های بدنی است. زمانی که یک احساس شدید را تجربه می کنید، احتمالا متوجه احساسی در جایی از بدن خود می شوید. با توجه به این احساس های بدنی می توانید از احساسات خود بیشتر آگاه شوید.
به عنوان مثال:
احساس ناراحتی در ناحیه معده : اضطراب و ترس
احساس ناراحتی در قفسه سینه و قلب : غمگینی یا عصبانیت از کسی
گرفتگی در گلو : نارضایتی از یک موضوع و ترس در ابراز آن

3. دفترچه احساسات داشته باشید.
ممکن است در طول روز احساسات مختلفی را تجربه کنید. خوب است که در طول روز به احساسا ت لحظه به لحظه ی خود توجه کنید و آنها را در دفترچه خود یادداشت کنید. اگر فرصت نمی کنید فقط یک علامت به صورت رمزی بگذارید و در پایان روز علامت ها را کامل کنید. پس از چند روز متوجه الگوهای مشترکی در احساسات خود خواهید شد و خواهید فهمید که در چه شرایطی (مکان، زمان یا در حضور اشخاص) مضطری ، غمگین یا شاد شده اید و از آن پس بهتر خواهید توانست آگاهانه، کنترل احساست را در دست خودتان بگیرید.

احساسات شما ارزشمندترین هدایای جهان را برای شما به ارمغان می آورند. زیرا به شما می گویند دقیقا چه چیزی را باید در درونتان تغییر دهید.
پس عجله کنید. این هدایا منتظر بازشدن هستند


منبع: سايت روان

ورود کاربران

کلمات کلیدی

روانشناسی - روان ایران - روان شناس - مشاوره - مقالات روانشناسی - معرفی روانشناس - روان شناسی کودک - اختلالات روانشناسی - کارگاه روانشناسی- کودک و نوجوان - مشاوره رایگان - ازدواج و طلاق - ارتباط - تحصیلی - شغلی - مسایل جنسی - اعتیاد - خواب و تغذیه - افسردگی - اضطراب - شخصیت - تست روانشناسی - یادگیری - عشق - بلوغ - روان درمانی - مطب روانشناسی